ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

41

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

در آن سال حمزة بن مالك خزاعى در جزيره خروج و قيام نمود . حاكم و مستوفى جزيره منصور بن زياد بود لشكرى براى مقابله خارجى فرستاد . در محل « باعربايا » از بلد مقابله رخ داد كه نزديك موصل بود . خارجى آن لشكر را شكست داد و منهزم نمود و اموال و اسلحه را ربود . قوى شد . دو مرد به او پيوستند و يار او شدند او را غافلگير كردند و كشتند . در آن سال مطيع بن اياس ليثى كنانى شاعر در گذشت همچنين ابو عبيد اللّه معاوية بن عبد اللّه بن بشار اشعرى كه وزير مهدى بود . گفته شده در سنه صد و هفتاد وفات يافت . در آن سال نافع بن عبد الرحمن بن ابى تميم مقرى يكى از هفت تن قراء ( قارى قرآن كه به صحت قرائت او اعتماد داشتند ) و ربيع بن يونس حاجب منصور و مولاى او در گذشتند . سنه صد و هفتاد بيان وقايع هادى در خلع رشيد هادى تصميم گرفت و كوشيد كه رشيد ( هارون ) را خلع و فرزند خود جعفر را ولى عهد نمايد . چون هادى تصميم خود را بسالاران و فرماندهان بيان كرد يزيد بن مزيد شيبانى و عبد اللّه بن مالك و على بن عيسى و جماعتى از آنها قبول و اجابت نمودند . آنها هارون را خلع و با جعفر بيعت كردند . شيعيان ( بنى العباس ) را هم دعوت و تبليغ كردند آنها هم بد گوئى و انتقاد و ناسزا گفتن بهارون را آغاز نمودند و گفتند : ما راضى نيستيم كه او ولى عهد باشد . كار آنها سخت شد هادى دستور داد ديگر پيشاپيش رشيد حربه برداشته نشود ( علامت ولايت‌عهد و امارت ) . مردم هم او را ترك